امشب از درد نالیدم
کاش می دانستی....
بیش از ان که درد جسمم را بیازارد
روحم را در هم می شکند
امشب به اندازه تمام ثانیه های عمرم
بر خویش و بر تنهایی و بر چشمان بارانیم
که در انتظار ماندند گریستم
کاش بودی و
دستهای تنهایم را می فشردی
و من سر بر سینه مهرت می گذاشتم
تا بغض ناباوریم را برای همیشه
به گور فراموشی بسپارم......... |