نوشته های من برای خودم
  
 خیالی نیست...
 
آبان 1386
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    
 
آرشیو
 
15 آبان 1386
شعری برای من ۵

هرکسی تو چشم من خیره بشه

غم تنهاییم رو باور می کنه

ارزومه که یه روز

چشمای من

تورا با من اشناتر بکنه

اگه تو یه روزی مال من بشی

میرسم به قله ی ارزوهام

به خدا اگه تو مال من بشی

دیگه من از خدا هیچی نمی خوام

چی می شد اگه می شد

یه روزی عاشقم بشی

به خدا من می میرم

اگه تو مال من نشی

وقت دیدار دلم رو

به زیر پاهات می ذارم

نمی دونی که چقدر

می خوام بگم دوست دارم

وقتی لبخند می زنی

وجودم رو اب می کنی

وقتی از خودت می گی

بدی ها رو خواب می کنی

چی میشد اگه می شد ..........


 
15 آبان 1386
شعری برای من ۴

امشب از درد نالیدم

کاش می دانستی....

بیش از ان که درد جسمم را بیازارد

روحم را در هم می شکند

امشب به اندازه تمام ثانیه های عمرم

بر خویش و بر تنهایی و بر چشمان بارانیم

که در انتظار ماندند گریستم

کاش بودی و

دستهای تنهایم را می فشردی

و من سر بر سینه مهرت می گذاشتم

تا بغض ناباوریم را برای همیشه

به گور فراموشی بسپارم.........


 
11 آبان 1386
شعری ابری...
دلم همچو اسمان

پر از ابرهای بارانیست

ای کاش

دلم امشب بگرید

شاید که بغض عشق

در چشمانم بشکند ........


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 5527


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
دهانت را میبویند...مبادا گفته باشی دوستت میدارم...دلت را میبویند...روزگار غریبی است نازنین...
شناسنامه کامل من...